واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
Carbon monoxide...
Dovetail Saw
Delaval nozzle
Camber
واژه های مجاور
warp thread
warning lights
warp
توضیح فارسی
پیچش ، تاب ، تاب دادن ، چرخاندن بال برای کنترل دوران غلتکی هواپیما در پرواز این عمل در هواپیماهای قدیمی قبل از اینکه از شهپرها(aileron) استفاده کنند انجام می شد
Description
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی