واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
Crocodile
Emergency Locat...
xylene
Carbo blast
واژه های مجاور
response
resonant frequency
resonate
توضیح فارسی
نوسان کردن با تواتر معین، مرتعش کردن، دستگاهی را resonateگویند که تواتر نوسان طبیعی به آن اعمال شود
Description
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی