واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
plain nut
methyl bromide
Full Authority...
quarter turn co...
واژه های مجاور
operational check
operating weight
operation
توضیح فارسی
عمل کردن ،کار کردن ، عمل کرد
Description
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی