واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
voltmeter
glycol
fusible alloy
logbooks mechan...
واژه های مجاور
Filler
Filiform corrosion
Fill
توضیح فارسی
پر کردن ، در جهت نخهای عرضی بافت پارچه
Description
The direction across the width of fabric.
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی