واژه نامه هوا نوردی
Aviation Dictionary
واژه های تصادفی
wear
Dew point
Clad alloys
ultrasonic insp...
واژه های مجاور
Counter clockwise rotation
Counter bored shoulder
Counterbalance
توضیح فارسی
وزنه تعادل ، متعادل کردن با، نیروی برابر
Description
A weight that balances another weight.
صفحه اصلی
درباره ما
ارتباط با ما
حمایت از واژه نامه هوانوردی
خودآزمایی آنلاین هوانوردی